تاب‌آوری در تورم: چگونه وقتی همه‌چیز متوقف است، ما «تمام‌کننده» باشیم؟
انجماد عملکردی
5
(1)

بحران خاموش و پارادایم جدید زندگی در عصر عدم قطعیت

شرایط کنونی زیست‌بوم کسب‌وکار، نیازمند بازنگری در مدل‌های سنتی تاب‌آوری است. ما دیگر صرفاً با مفاهیم کلاسیک علم اقتصاد مانند «تورم» یا «رکود» روبرو نیستیم؛ بلکه با یک وضعیت پیچیده روان‌شناختی-اقتصادی دست‌وجنجه نرم می‌کنیم که تحلیلگران رفتارشناسی آن را «انجماد عملکردی ناشی از تروما» (Trauma-Induced Functional Freeze) می‌نامند. در این وضعیت، افراد جامعه و به‌ویژه طبقه کارآفرین، فریلنسرها و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک، نه در حال جنگیدن برای تغییر شرایط هستند و نه در حال فرار از موقعیت؛ بلکه در وضعیتی سوم، یعنی سکون و انجماد، گرفتار شده‌اند. این مقاله، تلاشی است برای کالبدشکافی دقیق این پدیده و ارائه راهکاری که نه بر مبنای انگیزه‌های هیجانی و زودگذر، بلکه بر پایه مهندسی سیستم عصبی و بازسازی هویت فردی بنا شده است: هویت «تمام‌کننده».

گذار از توهم ثبات به واقعیت آشوب

مدل‌های سنتی موفقیت و توسعه فردی که در دهه‌ی ۹۰ شمسی در ایران رواج داشتند، بر یک پیش‌فرض بنیادین استوار بودند: «ثبات نسبی محیط». در آن دوران، فرض بر این بود که متغیرهای کلان اقتصادی (مانند نرخ ارز، تورم و دسترسی به اینترنت) تا حد زیادی ثابت یا قابل پیش‌بینی هستند و متغیر اصلی تعیین‌کننده موفقیت، «تلاش فردی» است. اما در وضعیت کنونی، تلاطم‌های شدید اقتصادی و تغییرات لحظه‌ای شاخص‌ها به بخشی از روتین روزانه تبدیل گشته است، آن پیش‌فرض‌ها دیگر اعتبار ندارند.

امروزه، مخاطب ایرانی با یک محیط شناختی ناپایدار (Unstable Environment) روبروست. چالش‌های زیرساختی و محدودیت‌های دسترسی به شبکه‌های جهانی، به همراه فشارهای معیشتی، پیامی مداوم را به سیستم عصبی مخابره می‌کنند: «تلاش تو تضمین‌کننده نتیجه نیست.» این پیام، بذر پدیده‌ای خطرناک به نام «درماندگی آموخته‌شده» (Learned Helplessness) را در ذهن می‌کارد. در چنین شرایطی، توصیه‌های رایج در بازار محتوای ایران که یا بر «قانون جذب و ارتعاش» تأکید دارند و یا بر «جریان‌های خبری ناامیدکننده و زرد»، نه‌تنها کارگشا نیستند، بلکه موجب تعمیق بحران روانی مخاطب می‌شوند. ما نیازمند رویکردی هستیم که درد واقعیت را بپذیرد، اما تسلیم مکانیزم‌های فلج‌کننده آن نشود.

آناتومی انجماد عملکردی: وقتی سیستم عصبی ترمز می‌کشد

بسیاری از افراد باهوش، کمال‌گر و پرتوان، در ماه‌های اخیر با کاهش شدید بازدهی مواجه شده‌اند. آن‌ها ساعت‌ها پشت لپ‌تاپ می‌نشینند اما کاری انجام نمی‌دهند؛ یا خود را با کارهای بیهوده مشغول می‌کنند. آن‌ها غالباً به خود برچسب «تنبلی» یا «بی‌ارادگی» می‌زنند. اما علم عصب‌شناسی مدرن، به‌ویژه نظریه پلی‌واگال (Polyvagal Theory)، توضیح متفاوتی برای این وضعیت دارد: شما تنبل نیستید، سیستم عصبی شما «فریز» شده است.

نردبان پلی‌واگال

دکتر استیون پورگز (Stephen Porges)، با معرفی نظریه پلی‌واگال، دیدگاه ما را نسبت به استرس دگرگون کرد. بر اساس این نظریه، سیستم عصبی خودمختار ما (ANS) دارای سه مدار اصلی است که مانند پله‌های یک نردبان عمل می‌کنند و واکنش ما به محیط را تعیین می‌کنند. درک این مدارها برای تحلیل رفتار انسان در اقتصادهای در حال تغییر حیاتی است.

نردبان پلی واگال
نردبان پلی واگال
  • حالت ونترال واگال (Ventral Vagal) – ایمنی و تعامل اجتماعی: این بالاترین پله نردبان است. در این حالت، ما احساس امنیت می‌کنیم، آرام هستیم و بخش‌های پیشرفته مغز ما (قشر پیش‌پیشانی) فعال هستند. خلاقیت، حل مسئله پیچیده، و برنامه‌ریزی استراتژیک تنها در این حالت ممکن است. در شرایط اقتصادی باثبات، افراد بیشتر وقت خود را در این ناحیه می‌گذرانند.
  • حالت سمپاتیک (Sympathetic) – جنگ و گریز: وقتی خطری شناسایی می‌شود (مثلاً خبر افزایش ناگهانی قیمت‌ها)، سیستم عصبی یک پله پایین می‌آید. آدرنالین ترشح می‌شود، ضربان قلب بالا می‌رود و بدن برای «مبارزه» (کار بیشتر، تلاش برای حفظ ارزش پول) یا «فرار» (مهاجرت، خروج سرمایه) آماده می‌شود. در این حالت، تفکر تحلیلی کاهش می‌یابد و واکنش‌ها غریزی می‌شوند.
  • حالت دورسال واگال (Dorsal Vagal) – انجماد و خاموشی: این پایین‌ترین و خطرناک‌ترین پله نردبان است. زمانی که تهدید بسیار شدید، مزمن و «غیرقابل اجتناب» باشد (مانند تورم که سال‌ها ادامه دارد و فرد احساس می‌کند هیچ کنترلی بر آن ندارد)، سیستم عصبی تشخیص می‌دهد که جنگیدن فایده‌ای ندارد و فرار هم ممکن نیست. بنابراین، استراتژی باستانی «مرگ‌نمایی» را فعال می‌کند. متابولیسم کاهش می‌یابد، فرد دچار کرختی عاطفی می‌شود، و انگیزه حرکت از بین می‌رود. این همان «انجماد عملکردی» است.

نشانه‌های پنهان انجماد عملکردی

انجماد عملکردی (Functional Freeze) متفاوت از افسردگی است. در این حالت، فرد ممکن است ظاهراً عملکرد داشته باشد (سر کار برود، در جلسات شرکت کند)، اما در باطن ارتباطش با خودش و محیط قطع شده است. این وضعیت در بین کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای ایرانی به وفور دیده می‌شود و دارای علائم مشخصی است:

  • اهمال‌کاری مولد (Productive Procrastination): فرد برای فرار از اضطرابِ کارهای اصلی (مانند فروش یا توسعه محصول)، به کارهای کم‌اهمیت پناه می‌برد. مثلاً ساعت‌ها وقت صرف مرتب کردن فایل‌های کامپیوتر یا تحقیق بی‌پایان در مورد یک موضوع می‌کند، بدون اینکه اقدامی انجام دهد.
  • خستگی مزمن بدون دلیل جسمی: فرد با وجود خواب کافی، صبح‌ها با احساس خستگی بیدار می‌شود. دلیل این امر آن است که سیستم عصبی در حالت «آماده‌باش کامل» است و انرژی عظیمی را صرف مهار اضطراب درونی می‌کند.
  • فلج تصمیم‌گیری (Decision Paralysis): ناتوانی در گرفتن تصمیمات ساده. در شرایط تورمی که قیمت‌ها لحظه‌ای تغییر می‌کنند، ترس از «تصمیم اشتباه» باعث می‌شود فرد کلاً تصمیمی نگیرد. این سکون، ناشی از قفل شدن کورتکس مغز است.
  • بی‌حسی عاطفی (Emotional Numbness): فرد دیگر از موفقیت‌های کوچک خوشحال نمی‌شود و از اخبار بد هم آنچنان شوکه نمی‌شود. این «بی‌حسی» یک مکانیزم دفاعی برای جلوگیری از فروپاشی روانی در برابر حجم بالای استرس است.
نشانه‌های انجماد عملکردی
نشانه‌های انجماد عملکردی

علم کمیابی: سرقت هوش توسط تورم

چرا در دوران تورم، افراد باهوش تصمیمات مالی بدی می‌گیرند؟ چرا کمال‌گراها در این دوران بیشتر از همه آسیب می‌بینند؟ پاسخ در علم «اقتصاد رفتاری» و مفهوم «کمیابی» نهفته است. تحقیقات نشان می‌دهد که فقر و تورم، فقط جیب ما را خالی نمی‌کنند، بلکه مغز ما را نیز تخلیه می‌کنند.

پهنای باند شناختی و مالیات ذهن

سندهیل مولاینیتن (Sendhil Mullainathan) و الدار شفیر (Eldar Shafir) در تحقیقات پیشگامانه خود نشان داده‌اند که ذهن انسان دارای یک ظرفیت محدود پردازش است که به آن «پهنای باند شناختی» (Cognitive Bandwidth) می‌گویند. وقتی ذهن درگیر مدیریت منابع کمیاب (پول، زمان، امنیت) می‌شود، بخش بزرگی از این پهنای باند اشغال می‌گردد. این اشغال شدن، یک «مالیات شناختی» (Bandwidth Tax) بر ذهن تحمیل می‌کند.

در کشور‌های تورمی، ذهن یک شهروند معمولی دائماً درگیر محاسبات پیچیده است: «قیمت دلار چقدر شد؟»، «اجاره خانه را چه کنم؟»، «آیا جنسم را بفروشم یا نگه دارم؟». این پردازش‌های پس‌زمینه، دقیقاً مانند نرم‌افزارهای سنگینی هستند که رم (RAM) کامپیوتر را اشغال می‌کنند. نتیجه این است که ظرفیت مغز برای عملکردهای اجرایی عالی (مانند خلاقیت، صبر، برنامه‌ریزی بلندمدت و اراده) به شدت کاهش می‌یابد.

افت ۱۳ واحدی IQ

برای درک عمق فاجعه، باید به مطالعه مشهور مولاینیتن بر روی کشاورزان نیشکر در هند اشاره کنیم. این کشاورزان ۶۰ درصد درآمد سالانه خود را یکجا پس از برداشت محصول دریافت می‌کنند. بنابراین، آن‌ها در دوره قبل از برداشت «فقیر» و در دوره بعد از برداشت «ثروتمند» هستند. محققان از این کشاورزان تست‌های هوش (IQ) و کنترل شناختی گرفتند.

نتایج نشان داد که همان افراد، با همان ژنتیک و تحصیلات، در دوره «بی‌پولی» (قبل از برداشت) عملکردی بسیار ضعیف‌تر داشتند. میزان افت هوشی آن‌ها معادل ۱۳ واحد IQ بود. برای مقایسه، این میزان افت هوش معادل است با یک شب کامل بی‌خوابی یا تأثیر مصرف الکل بر مغز.

اگر احساس می‌کنید در ماه‌های اخیر «کم‌هوش‌تر»، «فراموشکارتر» یا «بی‌تمرکزتر» شده‌اید، این تقصیر شما نیست. تورم و فشار اقتصادی، عملاً بخشی از ظرفیت پردازشی مغز شما را به گروگان گرفته است. شما با مغزی کار می‌کنید که ۱۳ واحد ضریب هوشی کمتری در دسترس دارد.

کمال‌گرایی، خودکشی در زمان کمیابی

در شرایطی که پهنای باند شناختی محدود است، «کمال‌گرایی» (Perfectionism) تبدیل به خطرناک‌ترین ویژگی شخصیتی می‌شود. کمال‌گرایی نیازمند «منابع مازاد» است: زمان زیاد برای بازبینی، انرژی ذهنی برای توجه به جزئیات، و احساس امنیت برای ریسک نکردن.

وقتی فردی در حالت «کمیابی» و «انجماد» قرار دارد، بخش منطقی مغز (پری‌فرونتال کورتکس) ضعیف شده و بخش احساسی و ترس (آمیگدال) قوی می‌شود. کمال‌گرا در این وضعیت، برای شروع هر کاری منتظر «شرایط ایده‌آل» می‌ماند؛ شرایطی که در اقتصاد متورم هرگز رخ نمی‌دهد. نتیجه، پدیده‌ای به نام «فلج تحلیل» (Analysis Paralysis) است. فرد آنقدر گزینه‌ها را بررسی می‌کند تا از اضطراب انتخاب اشتباه فرار کند، که در نهایت هیچ انتخابی نمی‌کند و فرصت‌ها را از دست می‌دهد.

استراتژی اول: دیوار آتشین هویت (تفکیک عزت‌نفس از دارایی)

در فرهنگ‌هایی که موفقیت با دستاوردهای مالی سنجیده می‌شود، بحران اقتصادی مستقیماً به بحران هویت تبدیل می‌شود. برای بسیاری از مردان و زنان ایرانی، کاهش ارزش پول ملی به معنای کاهش ارزش وجودی خودشان تفسیر می‌شود. این هم‌جوشی خطرناک بین «ارزش خالص دارایی» (Net Worth) و «عزت‌نفس» (Self-Worth)، عامل اصلی انجماد است.

مکانیزم شرم و انزوا

وقتی فردی احساس می‌کند که در مسابقه اقتصادی عقب افتاده است، دچار احساس «شرم» (Shame) می‌شود. تفاوت شرم با گناه در این است که گناه می‌گوید «من اشتباه کردم»، اما شرم می‌گوید «من اشتباه هستم» (من بی‌عرضه‌ام، من ناتوانم). این شرم سمی، باعث می‌شود فرد برای پنهان کردن «نقص» خود، از اجتماع کناره‌گیری کند و بیشتر در انجماد فرو برود.

تمرین‌های کاربردی: ساختن هویت ضدگلوله

برای خروج از این وضعیت، ما نیازمند ابزارهایی هستیم که در «دوره قطب‌نمای عزت‌نفس» به تفصیل آموزش داده شده‌اند، اما در اینجا به تکنیک‌های فوری اشاره می‌کنیم:

تکنیک ۱: گسلش شناختی (Cognitive Defusion)

این تکنیک که از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) وام گرفته شده، برای جدا کردن فرد از افکار منفی‌اش طراحی شده است. در شرایط تورمی، فکر «من ورشکسته و بی‌ارزشم» می‌تواند فرد را فلج کند.

روش اجرا: هر بار که این فکر به سراغتان آمد، آن را با این عبارت بازنویسی کنید: «من دارم این فکر را تجربه می‌کنم که ورشکسته و بی‌ارزشم.» این تغییر زبانی کوچک، یک فاصله بین «شما» و «فکرتان» ایجاد می‌کند. شما دیگر خودِ آن فکر نیستید، بلکه ناظر آن هستید. این فاصله، قدرت فلج‌کنندگی فکر را از بین می‌برد و به شما اجازه می‌دهد علی‌رغم وجود آن فکر، عمل کنید.

تکنیک ۲: بازتعریف موفقیت (از نتیجه به فرآیند)

در اقتصاد تورمی، نتیجه نهایی (سود مالی) تحت تأثیر عواملی خارج از کنترل شماست. اگر عزت‌نفس خود را به نتیجه گره بزنید، با هر نوسان، عزت‌نفس شما هم نوسان می‌کند.

استراتژی تمام‌کننده: موفقیت را از «چقدر پول درآوردم» به «چقدر طبق برنامه عمل کردم» تغییر دهید. شما روی تورم کنترل ندارید، اما روی «تعداد تماس‌های فروش در روز» یا «ساعات یادگیری مهارت جدید» کنترل دارید. این بازگشت به عاملیت (Agency)، پادزهر انجماد عملکردی است.

استراتژی دوم: پروتکل «تمام‌کننده» (خروج مکانیکی از انجماد)

حال که زیربنای عصبی و شناختی را درک کردیم، سوال اصلی این است: چگونه در عمل از انجماد خارج شویم؟ پاسخ در «انگیزه» نیست، در «مکانیک» است. اشتباه بزرگ اکثر افراد این است که منتظرند تا حالشان خوب شود تا کار را شروع کنند. علم عصب‌شناسی می‌گوید: «اقدام کن تا حال تو خوب شود.»

دوپامین و چرخه اقدام

در حالت انجماد، سطح دوپامین (هورمون پاداش و انگیزه) در مغز بسیار پایین است. هیچ ویدئوی انگیزشی نمی‌تواند این سطح را به حد آستانه برساند. تنها راه تولید دوپامین طبیعی، «تکمیل کردن یک کار» است، هرچند کوچک. هر بار که شما کاری را «تمام» می‌کنید (تیک می‌زنید)، مغز مقداری دوپامین آزاد می‌کند. هویت «تمام‌کننده» یعنی ساختن زنجیره‌ای از پیروزی‌های کوچک برای سوخت‌رسانی به مغز.

تکنیک «میکرو-فینیشینگ» (Micro-Finishing)

برای اینکه مغزِ ترسیده (آمیگدال) را فریب دهید تا از حالت قفل خارج شود، باید تهدید را کوچک کنید.

تجزیه رادیکال: اگر پروژه شما «نوشتن پروپوزال فروش» است، این برای مغزِ فریز شده یک کوه غیرقابل صعود است. آن را بشکنید:

  1. باز کردن فایل ورد (تیک بزنید -> دوپامین).
  2. نوشتن تیتر (تیک بزنید -> دوپامین).
  3. نوشتن پاراگراف اول.

قانون ۵ دقیقه: به خودتان بگویید «فقط ۵ دقیقه روی این کار وقت می‌گذارم و بعد رهایش می‌کنم.» شروع کردن، سخت‌ترین بخش است (اصطکاک استاتیک). وقتی ۵ دقیقه کار کردید، اصطکاک جنبشی کمتر می‌شود و احتمال ادامه دادن بالا می‌رود. این تکنیک در درمان اهمال‌کاری ناشی از استرس بسیار موثر است.

رژیم اطلاعاتی و محافظت از پهنای باند

اگر قبول کنیم که در دوران تورم، هوش ما کاهش یافته است، باید از باقی‌مانده آن کاملا جدی محافظت کنیم.

اخبار نبینید: رویکرد پیشنهادی ما با رویکردهای رایج متفاوت است. رسانه‌های خبری با مکانیسم “Doom Scrolling” (اسکرول کردن اخبار بد)، مستقیماً پهنای باند شما را می‌خورند. هر تیتر منفی در مورد گرانی، یک پروسه پردازشی در پس‌زمینه مغز باز می‌کند که انرژی مصرف می‌کند.

اقدام عملی: چک کردن اخبار مالی و سیاسی را به یک پنجره زمانی محدود (مثلاً ۱۵ دقیقه در عصر) محدود کنید. صبح‌ها که پهنای باند شما پر است، آن را با اخبار نوسانی بازار آلوده نکنید. این قانون در «دوره هویت تمام‌کننده» به عنوان یک روش برای بازگشت تمرکز معرفی می‌شود.

استراتژی سوم: مدیریت کمال‌گرایی و فلج تحلیل

همان‌طور که گفته شد، کمال‌گرایی در شرایط عدم قطعیت، یک مکانیزم دفاعی ناکارآمد است. افراد سعی می‌کنند با «کامل انجام دادن کار»، کنترل از دست رفته را بازیابی کنند، اما چون متغیرها زیادند، در تحلیل گیر می‌کنند.

فلسفه «کار B-منفی» (B-Minus Work)

در آموزش‌های «تمام‌کننده»، ما مفهومی را ترویج می‌کنیم به نام «کار B-منفی». این یعنی آگاهانه استاندارد خود را پایین بیاورید تا بتوانید کار را «تمام و بعد اصلاح» کنید.

در اقتصاد متورم، سرعت (Velocity) مهم‌تر از کیفیت (Quality) است. پولی که امروز به دست می‌آوردید، از پولی که ماه بعد (با کیفیت بالاتر) به دست می‌آورید، ارزشمندتر است.

به خودتان اجازه دهید که «نسخه اولیه» (Draft) شما افتضاح باشد. فقط آن را تمام کنید. ویرایش کردن یک متن بد، راحت‌تر از ویرایش کردن یک صفحه سفید است.

تصمیم‌گیری در شرایط مه آلود

وقتی نگران تصمیم‌گیری هستید (مثلاً «آیا الان محصولم را گران کنم؟»)، به یاد داشته باشید که در شرایط تورمی، هزینه تعلل (Cost of Inaction) معمولاً بیشتر از هزینه اشتباه (Cost of Mistake) است. اگر تصمیم بگیرید و اشتباه کنید، بازخورد می‌گیرید و اصلاح می‌کنید. اما اگر تعلل کنید، تورم ارزش دارایی و زمان شما را می‌بلعد و شما هیچ بازخوردی هم نگرفته‌اید.

تاب‌آوری اجتماعی: ما تنها نیستیم

یکی از عوارض جانبی انجماد، انزواطلبی است. اما تحقیقات نشان می‌دهد که «تنظیم مشترک» (Co-regulation) یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای خروج از حالت دورسال واگال(حالت انجماد) است. بودن در کنار افرادی که سیستم عصبی آرامی دارند، یا افرادی که آن‌ها هم در مسیر «تمام‌کننده» بودن هستند، به سیستم عصبی شما سیگنال امنیت می‌دهد. در این راستا، ایجاد قبیله‌های کوچک کاری و حمایتی (Mastermind Groups) می‌تواند جایگزین شبکه‌های اجتماعی سمی شود. به جای بحث در مورد اخبار، در مورد «اقدامات روزانه» صحبت کنید.

نتیجه‌گیری: از انجماد تا اتمام

دیگر در دورانی نیستیم که در آن «انگیزه» شما را نجات دهد؛ زمانی است که «عادت‌ها» و «سیستم‌ها» منجی شما خواهند بود. ما در این مقاله مسیری را ترسیم کردیم که از فیزیولوژی بدن شروع می‌شود و به استراتژی‌های کسب‌وکار ختم می‌گردد.

  1. تشخیص دهید: وقتی احساس تنبلی می‌کنید، بدانید که در واقع «فریز» شده‌اید. این آگاهی، بار شرم را از دوش شما برمی‌دارد.
  2. بپذیرید: هوش و پهنای باند شما محدود شده است. این یک واقعیت علمی است. پس خودتان را با دوران رونق مقایسه نکنید.
  3. اقدام کنید: با تکنیک‌های میکرو-فینیشینگ و کار B-منفی، سد انجماد را بشکنید. هر «تمام کردن»، سوخت قدم بعدی است.
  4. محافظت کنید: از هویت خود در برابر نوسانات بازار و از ذهن خود در برابر اخبار زرد محافظت کنید.

با به کارگیری همین اصول علمی، شما می‌توانید جزو معدود افرادی باشید که در زمانی که همه متوقف شده‌اند، آرام و پیوسته، به سمت جلو حرکت می‌کنید و کارهایتان را «تمام» می‌کنید. به یاد داشته باشید: در طوفان، درختانی که خم می‌شوند (انعطاف و تاب‌آوری) زنده می‌مانند، اما درختانی که خشک و سخت می‌مانند (کمال‌گرایی)، می‌شکنند.

آیا سیستم عصبی شما هم در وضعیت انجماد متوقف شده است؟ در دوره جامع «هویت تمام‌کننده»، ما فراتر از انگیزه‌های زودگذر، به شما یاد می‌دهیم چگونه سیستم عصبی خود را بازسازی کنید و علی‌رغم تلاطم‌های محیطی، پروژه‌های نیمه‌تمام خود را به سرانجام برسانید. همین حالا با کلیک روی لینک زیر، زنجیره پیروزی‌های کوچک خود را آغاز کنید. [تهیه دوره و اطلاعات بیشتر]

امتیاز شما به این مطلب، راهنمای ما برای نوشتن مقاله‌های بعدی است.

امتیاز خودتان را ثبت کنید.

میانگین امتیاز: 5 / 5. تعداد آرا: 1

امتیازی ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتاب جسارت تغییر

این کتاب، با ارائه راهکارهایی عملی و علمی اولین قدم‌ها را در مسیر رهایی از اهمال‌کاری، ترس از شکست و الگوهای تکراری زندگی به شما نشان می‌دهد.

230.000 تومان
فقط 115.000 تومان
close-link
کتاب جسارت تغییر

این کتاب، با ارائه راهکارهایی عملی و علمی اولین قدم‌ها را در مسیر رهایی از اهمال‌کاری، ترس از شکست و الگوهای تکراری زندگی به شما نشان می‌دهد.

230.000 تومان
فقط 115.000 تومان
close-link
دانلود پاسخ به سوال :
چگونه اهمال‌کاری را کنار بگذاریم؟

📕فایل PDF + 🎙️فایل صوتی + 📃پرسشنامه

این فیلد برای هدف اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .
ایمیل خود را وارد کنید.

close-link
ورود و ثبت‌نام
موبایل خود را وارد کنید

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد