فهرست مطالب
Toggleراهنمای غلبه بر اهمال کاری: از شناخت تا اقدام
غلبه بر اهمال کاری، یکی از چالشهای مهمی است که بسیاری از افراد در زندگی خود با آن روبهرو هستند. آیا میدانستید که حدود 20 درصد از بزرگسالان به طور مزمن اهمالکار هستند؟ (Ferrari et al., 1995) این آمار در میان دانشجویان حتی به شکل نگرانکنندهای به 80 تا 95 درصد میرسد! (Steel, 2007) اهمالکاری یا به تعویق انداختن کارها، مسئلهای است که میتواند پیامدهای منفی قابلتوجهی مانند افزایش استرس، کاهش بهرهوری و افت کیفیت زندگی را به همراه داشته باشد.
چرا نباید اهمالکاری را نادیده گرفت؟
غلبه بر اهمال کاری ضروری است، زیرا نادیده گرفتن این مسئله میتواند عواقب جدی مانند اضطراب، افسردگی و استرس مزمن به همراه داشته باشد.
پرداختن به این موضوع و یافتن راهحلهایی برای مقابله با آن، میتواند به افراد کمک کند تا:
به اهداف خود دست یابند.
مهارتهای جدید کسب کنند.
عزت نفس خود را افزایش دهند.
آیا شما هم اهمالکار هستید؟ نشانههایی که باید بشناسید
برای تشخیص اهمالکاری، میتوان به نشانههای زیر توجه کرد:
به تعویق انداختن نامعقول کارها
احساس پشیمانی از انجام ندادن کارها در زمان مناسب
انتخاب کارهای کماهمیتتر به جای کارهای مهم
به تعویق انداختن کارها تا زمانی که به سلامت یا کارایی فرد آسیب برسد
شناخت این نشانهها میتواند اولین گام در مسیر غلبه بر اهمال کاری باشد و به افراد کمک کند تا رفتارهای خود را اصلاح کنند.

تنبلی یا اهمالکاری؟ تفاوت را بدانید
اهمالکاری با تنبلی تفاوت دارد. فرد تنبل ممکن است بهطور کلی از انجام کارها اجتناب کند، در حالی که فرد اهمالکار ممکن است سختکوش باشد، اما کار مهم را به تعویق میاندازد و به کارهای کماهمیتتر میپردازد.

چرا اهمالکاری میکنیم؟ ریشههای اهمال کاری
دلایل اهمالکاری بسیار متنوعتر از چیزی هستند که به نظر میرسند. در زیر، به بررسی عمیقتر هر یک از این دلایل میپردازیم:
اضطراب
اضطراب، چه به صورت یک اختلال فراگیر و چه به شکل موقعیتی (مثلاً اضطراب امتحان)، میتواند به طور قابلتوجهی به اهمالکاری دامن بزند. وقتی مضطرب هستیم، مغز ما در حالت “جنگ یا گریز” قرار میگیرد و تمرکز بر کارهای پیچیده و بلندمدت دشوار میشود. در این حالت، ذهن ما به دنبال راهی برای کاهش سریع اضطراب است و به تعویق انداختن کار، یک راهحل موقت (اما مخرب) به نظر میرسد. این اجتناب، باعث ایجاد یک چرخه معیوب میشود: اضطراب -> اجتناب -> افزایش اضطراب -> اجتناب بیشتر.
ترس از شکست
یکی از موانع اصلی در مسیر غلبه بر اهمال کاری، ترس از شکست یا حتی ترس از موفقیت است که میتواند به تعویق انداختن کارها منجر شود.ترس از شکست، یکی از رایجترین دلایل اهمالکاری است. وقتی میترسیم که نتوانیم کاری را بهخوبی انجام دهیم، یا نگران قضاوت دیگران هستیم، ترجیح میدهیم اصلاً شروع نکنیم. اما نکته جالب اینجاست که گاهی اوقات، ترس از موفقیت هم میتواند باعث اهمالکاری شود! ممکن است نگران باشیم که موفقیت، انتظارات دیگران را از ما بالا ببرد، مسئولیتهای بیشتری به همراه داشته باشد، یا حتی روابط ما را تغییر دهد. این ترسهای پنهان، میتوانند بهطور ناخودآگاه ما را از برداشتن گامهای لازم برای رسیدن به اهدافمان بازدارند.
پیامهای والدین
پیامهایی که در دوران کودکی از والدین، معلمان، یا سایر افراد مهم زندگیمان دریافت میکنیم، میتوانند نقش مهمی در شکلگیری الگوهای رفتاری ما داشته باشند. اگر والدین ما بیش از حد کمالگرا بوده باشند، دائماً ما را به خاطر اشتباهاتمان سرزنش کرده باشند، یا انتظارات غیرواقعبینانهای از ما داشته باشند، ممکن است در بزرگسالی همواره از انجام کارهایی که نمیتوانیم به “بهترین شکل” انجام دهیم، اجتناب کنیم. این پیامها میتوانند به شکلگیری باورهای ناکارآمدی مثل “من به اندازه کافی خوب نیستم” یا “اگر اشتباه کنم، فاجعه است” منجر شوند.
عزت نفس پایین
عزت نفس پایین، یعنی باور نداشتن به تواناییها و ارزشمندی خود. وقتی عزت نفس پایینی داریم، ممکن است خودمان را دستکم بگیریم، به تواناییهایمان شک کنیم، و از چالشها بترسیم. این احساس بیارزشی میتواند باعث شود که انگیزه لازم برای شروع کارها را نداشته باشیم، یا به محض مواجهه با اولین مانع، تسلیم شویم. اهمالکاری در این حالت، میتواند نوعی “خودتخریبی” باشد؛ راهی برای تایید باورهای منفیمان درباره خودمان.
ضعف در مدیریت زمان و برنامهریزی
ناتوانی در مدیریت زمان و برنامهریزی، یکی دیگر از دلایل اهمالکاری است. وقتی نمیدانیم چطور زمان خود را بهطور موثر تقسیم کنیم، چطور کارها را اولویتبندی کنیم، یا چطور یک برنامه واقعبینانه برای انجام کارها تنظیم کنیم، بهراحتی در انبوه کارها غرق میشویم و احساس میکنیم که هیچ کنترلی بر اوضاع نداریم. این احساس ناتوانی، میتواند به تعویق انداختن کارها منجر شود، به امید اینکه “شاید بعداً راحتتر بشود”.
کمالگرایی و ایدهآلگرایی
کمالگرایی، یعنی داشتن استانداردهای غیرواقعبینانه و غیرقابلدستیابی برای خود و دیگران. کمالگراها معمولاً از شروع کارها میترسند، چون نگران هستند که نتوانند کار را به “بهترین شکل ممکن” انجام دهند. آنها به جای تمرکز بر پیشرفت، بر بینقص بودن تمرکز میکنند و این باعث میشود که دائماً کارها را به تعویق بیندازند، یا درگیر جزئیات بیاهمیت شوند. کمالگرایی، نه تنها باعث اهمالکاری میشود، بلکه میتواند به اضطراب، افسردگی، و فرسودگی شغلی هم منجر شود.
ضعف در انضباط فردی
انضباط فردی، یعنی توانایی کنترل تکانهها و پایبندی به برنامهها و اهداف، حتی زمانی که حوصله نداریم یا با موانعی روبرو میشویم. ضعف در انضباط فردی میتواند به اهمالکاری منجر شود، چون نمیتوانیم خودمان را ملزم به انجام کارهایی کنیم که در کوتاهمدت لذتبخش نیستند، اما در بلندمدت برایمان مفید هستند. این ضعف میتواند ناشی از عوامل مختلفی باشد، مثل کمبود خواب، تغذیه نامناسب، استرس، یا نداشتن الگوی مناسب.
تخمین نادرست از آینده
ما انسانها معمولاً در تخمین احساسات آیندهمان دچار خطا میشویم. ممکن است فکر کنیم که “بعداً” حال بهتری خواهیم داشت، انرژی بیشتری خواهیم داشت، یا انگیزه بیشتری برای انجام کار خواهیم داشت. اما واقعیت این است که “بعداً” هم ممکن است همان احساسات منفی (خستگی، بیحوصلگی، اضطراب) را تجربه کنیم. این “خطای پیشبینی عاطفی” باعث میشود که کارهای مهم را به تعویق بیندازیم، به امید اینکه در آیندهای نامعلوم، شرایط بهتری برای انجام آنها فراهم شود.
برای مطالعه بیشتر درباره نظریه انگیزش زمانی میتوانید به این مقاله “The Nature of Procrastination: A Meta-Analytic and Theoretical Review of Quantitative Studies on Delay.” مراجعه کنید.
نوروساینس اهمالکاری
تحقیقات جدید در حوزه علوم اعصاب نشان میدهند که اهمالکاری با فعالیت کمتر در قشر جلوی پیشانی (PFC) مغز مرتبط است. PFC مسئول عملکردهای اجرایی مهمی مانند برنامهریزی، تصمیمگیری، و کنترل تکانه است. وقتی PFC به اندازه کافی فعال نباشد، نمیتوانیم بهطور موثر برنامهریزی کنیم، تصمیمات درستی بگیریم، و در برابر وسوسهها مقاومت کنیم. از سوی دیگر، اهمالکاران فعالیت بیشتری در آمیگدال (مرکز پردازش هیجانات) دارند که میتواند نشاندهنده غلبه احساسات بر منطق در این افراد باشد. این یافتهها نشان میدهند که اهمالکاری میتواند ریشههای بیولوژیکی هم داشته باشد.
راهکارهای عملی برای غلبه بر اهمالکاری
برای مقابله با اهمالکاری، راهکارهای متعددی وجود دارد که میتوانیم آنها را به کار بگیریم. در اینجا، بهتفصیل به هر یک از این راهکارها میپردازیم:

افزایش عزت نفس اصیل
عزت نفس اصیل، یعنی ارزشمند دانستن خود، به خاطر چیزی که هستیم، نه به خاطر دستاوردها یا تایید دیگران. برای تقویت عزت نفس اصیل، باید بر شناخت نقاط قوت و ضعف خود، پذیرش خود با تمام کاستیها، و تمرکز بر رشد شخصی کار کنیم. میتوانیم از تمرینهایی مانند نوشتن روزانه، گفتگو با یک مشاور، یا شرکت در گروههای حمایتی استفاده کنیم. هنگامی که عزت نفس سالمی داشته باشیم، کمتر از شکست میترسیم و با اعتمادبهنفس بیشتری به سمت اهدافمان حرکت میکنیم.
یادگیری مهارتهای مدیریت زمان و برنامهریزی
مدیریت زمان، فقط تنظیم یک برنامه نیست؛ بلکه شامل اولویتبندی کارها، تخمین زمان مورد نیاز برای هر کار، و انعطافپذیری در برابر تغییرات نیز میشود. میتوانیم از تکنیکهایی مانند ماتریس آیزنهاور (تقسیم کارها به چهار دسته: فوری و مهم، مهم ولی غیرفوری، فوری ولی غیرمهم، غیرفوری و غیرمهم)، تکنیک پومودورو (کار کردن به مدت 25 دقیقه و سپس 5 دقیقه استراحت)، یا استفاده از اپلیکیشنهای مدیریت زمان استفاده کنیم. مهمترین نکته این است که یک سیستم مدیریت زمان پیدا کنیم که با سبک زندگی ما سازگار باشد و به ما کمک کند تا کنترل بیشتری بر زمان و کارهایمان داشته باشیم، یادگیری مهارتهای مدیریت زمان و برنامهریزی، یکی از ابزارهای مهم در غلبه بر اهمال کاری است.
تغییر نگرش نسبت به انگیزه
بسیاری از ما فکر میکنیم که ابتدا باید انگیزه داشته باشیم و سپس کاری را شروع کنیم. اما واقعیت این است که عمل، خود میتواند پیشران انگیزه باشد. بهجای اینکه منتظر “حسوحال” انجام کار بمانیم، کافی است فقط شروع کنیم، حتی اگر شده برای۲ دقیقه. این “قانون ۲ دقیقه” میتواند به ما کمک کند تا بر مقاومت اولیه غلبه کنیم و وارد چرخه عمل-انگیزه شویم. هنگامی که مشاهده میکنیم که در حال پیشرفت هستیم، انگیزهمان نیز بیشتر میشود.این تغییر نگرش میتواند به شما کمک کند تا بر مقاومت اولیه غلبه کرده و در مسیر غلبه بر اهمال کاری قدم بردارید.
شناسایی و جایگزینی عبارتهای “باید دار”
عبارتهای “باید دار” (مانند “باید این کار را تمام کنم”، “باید به باشگاه بروم”)، بار روانی زیادی ایجاد میکنند و میتوانند باعث احساس گناه و اضطراب شوند. بهجای این عبارتها، میتوانیم از عبارتهای ملایمتر و تشویقکنندهتر استفاده کنیم. بهعنوان مثال، بهجای “باید به باشگاه بروم”، بگوییم “اگر به باشگاه بروم، حالم بهتر میشود” یا “میتوانم به باشگاه بروم”. این تغییر کوچک در کلمات، میتواند تاثیر بزرگی بر نگرش ما نسبت به کارها داشته باشد.
تغییر معیار سنجش ارزشمندی
بسیاری از ما ارزشمندی خود را با موفقیتها و دستاوردهایمان میسنجیم. این نگرش میتواند باعث شود که از ترس شکست، از انجام کارهای جدید و چالشبرانگیز اجتناب کنیم. بهجای این کار، باید یاد بگیریم که خود را به خاطر تلاش و پیشرفت، و نه فقط نتیجه، تحسین کنیم. باید بپذیریم که اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است و هر شکستی، فرصتی برای رشد و یادگیری است.
بررسی انگیزهها
پیش از شروع هر کاری، از خود بپرسیم: “چرا میخواهم این کار را انجام دهم؟”. آیا این انگیزه از درون خود من ناشی میشود (مثلاً علاقه، کنجکاوی، احساس مسئولیت)، یا از بیرون (مثلاً فشار دیگران، ترس از قضاوت)؟ اگر انگیزهمان بیرونی باشد، احتمال اهمالکاری بیشتر است. سعی کنیم کارهایی را انتخاب کنیم که با ارزشها و علایق واقعی خودمان همسو باشند و از همه مهمتر، برای ما معنی داشتهباشند.
تحلیل سود و زیان
یک برگه کاغذ بردارید و دو ستون ایجاد کنید. در یک ستون، سودهای اهمالکاری (مثلاً “میتوانم فعلاً استراحت کنم”، “از مواجهه با احساسات منفی اجتناب میکنم”) و در ستون دیگر، زیانهای اهمالکاری (مثلاً “استرسم بیشتر میشود”، “به اهدافم نمیرسم”، “اعتمادبهنفسم کم میشود”) را بنویسید. این کار به ما کمک میکند تا بهطور عینیتری به پیامدهای اهمالکاری نگاه کنیم و انگیزهمان برای تغییر بیشتر شود.
برنامهریزی و تعیین اهداف مشخص
اهداف کلی و مبهم (مانند “میخواهم موفق شوم”)، بهراحتی میتوانند به اهمالکاری منجر شوند. بهجای این کار، اهدافمان را بهصورت مدل SMART تعریف میکنیم:
Specific (مشخص): دقیقاً میخواهم چه کاری انجام دهم؟
Measurable (قابل اندازهگیری): چگونه میتوانم پیشرفتم را اندازهگیری کنم؟
Achievable (دستیافتنی): آیا این هدف با توجه به منابع و تواناییهای من، قابلدستیابی است؟
Relevant (مرتبط): آیا این هدف با ارزشها و اهداف کلی زندگی من مرتبط است؟
Time-bound (زمانبندیشده): چه زمانی میخواهم به این هدف برسم؟
استفاده از مدل smart میتواند مفید باشد اما پیشنهاد من این است بیشاز حد روی یادگیری و بازخورد تمرکز کنید بهجای دستاورد و رسیدن به هدف.
پیشبینی موانع و یافتن راهحل
پیش از شروع هر کاری، به این فکر کنیم که چه موانعی ممکن است سر راهمان قرار بگیرند. بهعنوان مثال، ممکن است حواسمان پرت شود، خسته شویم، یا با یک مشکل فنی روبرو شویم. برای هر یک از این موانع، یک راهحل احتمالی پیدا کنیم. مثلاً اگر میدانیم که ممکن است حواسمان پرت شود، میتوانیم یک محیط کار آرام و بدون مزاحمت برای خود ایجاد کنیم، یا از اپلیکیشنهای مسدودکننده شبکههای اجتماعی استفاده کنیم.
تقسیم کارها به قطعات کوچکتر
هنگامی که با یک کار بزرگ و پیچیده روبرو میشویم، ممکن است احساس کنیم که “از کجا باید شروع کنم؟”. این احساس میتواند به اهمالکاری منجر شود. راهحل این است که کار بزرگ را به قطعات کوچکتر و قابلمدیریتتر تقسیم کنیم. بهعنوان مثال، اگر میخواهیم یک کتاب بنویسیم، میتوانیم آن را به فصلها، بخشها، و حتی پاراگرافها تقسیم کنیم. این کار باعث میشود که کار کمتر ترسناک به نظر برسد و بتوانیم راحتتر شروع کنیم.تقسیم کارها به بخشهای کوچکتر، یکی از بهترین روشها برای غلبه بر اهمال کاری و شروع به انجام وظایف است.
تعیین ضربالاجل برای هر قطعه
برای هر یک از قطعات کوچکتر، یک ضربالاجل (ددلاین) واقعبینانه تعیین کنیم و آن را به عزیزانمان یا همکارانمان اعلام کنیم تا انگیزه بیشتری برای انجام داشته باشیم چون پای آبرویمان درمیان است.
این کار به ما کمک میکند تا از به تعویق انداختن کارها جلوگیری کنیم و یک حس فوریت ایجاد کنیم. میتوانیم از یک تقویم، پلنر، یا اپلیکیشن مدیریت پروژه برای پیگیری ضربالاجلها استفاده کنیم.
برآوردهای واقعبینانه از زمان
یکی از دلایل رایج اهمالکاری، این است که ما معمولاً زمان مورد نیاز برای انجام کارها را دستکم میگیریم. این امر باعث میشود که برنامهریزیهایمان غیرواقعبینانه باشد و نتوانیم به ضربالاجلها برسیم. برای اینکه برآوردهای دقیقتری داشته باشیم، میتوانیم از تکنیک “تخمین سهنقطهای” استفاده کنیم:
خوشبینانهترین زمان: اگر همهچیز عالی پیش برود، چقدر طول میکشد؟
بدبینانهترین زمان: اگر همهچیز بد پیش برود، چقدر طول میکشد؟
محتملترین زمان: در حالت عادی چقدر طول میکشد؟
میانگین این سه زمان، میتواند تخمین واقعبینانهتری از زمان مورد نیاز باشد.
تکنیک بازسازی شناختی
افکار منفی و خودگوییهای ناکارآمد (مانند “من نمیتوانم”، “این کار خیلی سخت است”، “من شکست میخورم”)، میتوانند به اهمالکاری دامن بزنند. تکنیک بازسازی شناختی به ما کمک میکند تا این افکار را شناسایی کنیم، آنها را به چالش بکشیم، و با افکار واقعبینانهتر و مثبتتر جایگزین کنیم. بهعنوان مثال، اگر به خود میگوییم “من هیچوقت نمیتوانم این مقاله را تمام کنم”، میتوانیم این فکر را به چالش بکشیم و بپرسیم: “آیا واقعاً هیچوقت نتوانستم کاری را تمام کنم؟”، “چه شواهدی دارم که نشان دهد نمیتوانم؟”، “چه فکر جایگزینی میتواند به من کمک کند؟” (مثلاً “این مقاله چالشبرانگیز است، اما من میتوانم با تلاش و برنامهریزی، از پس آن بربیایم”).بازسازی شناختی یکی از مؤثرترین روشها برای غلبه بر اهمال کاری است و به افراد کمک میکند تا دیدگاه خود را تغییر دهند.
ارزش دادن به کارها
هنگامی که به کارهایی که انجام میدهیم ارزش میدهیم، انگیزه ما برای انجام آنها بیشتر میشود. میتوانیم از خود بپرسیم: “این کار چه اهمیتی برای من دارد؟”، “چه سودی برای من یا دیگران دارد؟”، “چگونه میتواند به من کمک کند تا به اهدافم برسم؟”. هرچقدر بتوانیم ارتباط قویتری بین کارها و ارزشهای خود پیدا کنیم، احتمال اهمالکاری کمتر میشود.
انجام اقدام قبل از انگیزه
منتظر “حسوحال” انجام کار نباشید. بهجای اینکه منتظر بمانید تا انگیزه پیدا کنید، اقدام کنید تا انگیزه ایجاد شود. این اصل مهمی است که بسیاری از افراد موفق به آن عمل میکنند.
جایگزینی نگرش کمالگرایانه با نگرش بهبود
بهجای اینکه سعی کنیم کارها را بهطور “بینقص” انجام دهیم، بر پیشرفت و یادگیری تمرکز کنیم. بپذیریم که اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است و هر شکستی، فرصتی برای رشد و یادگیری است. بهجای اینکه خود را به خاطر اشتباهاتمان سرزنش کنیم، سعی کنیم از آنها درس بگیریم و دفعه بعد بهتر عمل کنیم.
با به کارگیری این راهکارها، میتوانیم بهتدریج بر اهمالکاری غلبه کنیم و کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشیم.
ترفندهای فوری برای غلبه اهمالکاری
قانون دو دقیقه: هر کاری که انجام آن کمتر از دو دقیقه طول میکشد را فوراً انجام دهید.
اولویتبندی کارهای سخت: کارهای سخت را به ترتیب سختی دستهبندی کنید و در زمان اهمالکاری، بهجای انجام کارهای آسان، آسانترین کار سخت را انجام دهید. این روش مورد علاقه من برای غلبه بر اهمال کاری است.
تعیین پاداش و جریمه: برای انجام بهموقع کارها پاداش و برای به تعویق انداختن آنها جریمه تعیین کنید.
پایان اهمالکاری، شروع یک زندگی جدید
اهمالکاری مسئلهای شایع است که میتواند تأثیرات منفی بر زندگی افراد داشته باشد. با این حال، با شناسایی ریشههای این مسئله و استفاده از تکنیکهای مناسب، میتوان بهراحتی بر اهمال کاری غلبه کرد و به اهداف دست یافت. تغییر نگرش، تقویت عزت نفس، یادگیری مهارتهای مدیریت زمان و برنامهریزی، و استفاده از تکنیکهای عملی میتواند به افراد کمک کند تا بر اهمال کاری غلبه کنند و زندگی موفقتر و رضایتبخشتری داشته باشند.
قدم بعدی
یکی از دلایل بنیادی اهمالکاری عزتنفس پایین و ترس ما از شکست است. اگر شما هم احساس میکنید این مسائل شما را از رسیدن به اهدافتان بازداشتهاند و در کار و روابط خود با مشکلاتی مواجه شدید، وقت آن رسیده که قدمی جدی بردارید.
دوره جامع «عزت نفس» دقیقاً برای شما طراحی شده است؛ دورهای که نهتنها به شما کمک میکند عزت نفس خود را به سطحی سالم و پایدار برسانید، بلکه ابزارهایی عملی برای غلبه بر اهمال کاری در اختیارتان قرار میدهد.
امتیاز شما به این مطلب، راهنمای ما برای نوشتن مقالههای بعدی است.
امتیاز خودتان را ثبت کنید.
میانگین امتیاز: 5 / 5. تعداد آرا: 3
امتیازی ثبت نشده است.



