فهرست مطالب
Toggleعزتنفس یک جنبه حیاتی از سلامت روان و موفقیت در زندگی است. اغلب ما تصور میکنیم عزتنفس پایین تنها با احساس بدی نسبت به خود یا نداشتن اعتمادبهنفس آشکار همراه است. اما واقعیت این است که بسیاری از نشانه های عزت نفس پایین میتوانند پنهان باشند و به شکلهایی خود را بروز دهند که شاید در ابتدا آنها را به عزتنفس ربط ندهیم. شناخت این علائم به شما کمک میکند تا هم در خودتان و هم در اطرافیانتان، ریشههای برخی رفتارها را بهتر درک کنید و در مسیر بهبود گام بردارید.
نکته مهم: فردی که عزتنفس پایینی دارد، صرفاً حس بدی به خودش ندارد. ممکن است حس خوبی (هرچند بسیار کم) نسبت به خود داشته باشد، اما میل اصلی او به «حفظ خود» و خارج نشدن از ناحیه امنش است. این افراد دوست دارند موفق باشند، اما محافظهکارانه رفتار میکنند، ریسکهای معقول را نمیپذیرند، جسارتورزی نمیکنند، با چالشها روبهرو نمیشوند و از شکست میترسند. همین امر باعث میشود که دستاورد چشمگیری کسب نکنند و زندگی معمولی با دردسرهای ناشی از عزتنفس پایین را تجربه کنند.
در ادامه به ۹ مورد از مهمترین نشانه های عزت نفس پایین که اغلب پنهان میمانند، میپردازیم:

۱. قانع شدن به کمتر از لیاقت: وقتی «همین خوبه» تکیهکلام شماست
افراد دارای عزتنفس پایین، در بخشهای مختلف زندگی خود از جمله کار، روابط، تحصیلات و دیگر جنبهها، به سطوحی پایینتر از آنچه شایسته آن هستند قانع میشوند. آنها استانداردهای خود را پایین میآورند تا از قرار گرفتن در معرض خطر و چالشها اجتناب کنند و وضعیت موجود را حفظ کنند. این افراد تمایل زیادی به حفظ وضعیت کنونی خود دارند و بیشتر درگیر «حفظ» هستند تا «بسط و گسترش».
مثال: کارمند متخصصی را در نظر بگیرید که سالهاست در یک شرکت با یک سمت ثابت کار میکند. با وجود اینکه توانایی و تجربه مدیریت یک تیم را دارد، هرگز برای جایگاه سرپرستی یا مدیریت درخواست نمیدهد. او با خودش فکر میکند: «همین حقوقی که میگیرم و امنیت شغلی که دارم کافی است. اگر مدیر شوم، مسئولیتم زیاد میشود و شاید نتوانم از پس آن بربیایم».
۲. ترس شدید از شکست: از آشکارترین نشانه های عزت نفس پایین
این افراد به توانمندیهای خود ایمان ندارند و ترس از شکست مانع از آن میشود که برای بهبود وضعیت خود، مانند درخواست افزایش حقوق یا قرار گرفتن در موقعیت شغلی بهتر، اقدام کنند. این ترس، که یکی از علائم عزت نفس پایین است، جسارت لازم برای مواجهه با چالشها را از آنها سلب میکند.
مثال: خانمی که دستپخت فوقالعادهای دارد و همه دوستان و آشنایان او را تشویق میکنند که یک کسبوکار خانگی راهاندازی کند، اما او همیشه بهانهای میآورد. ترس اصلی او این است که «اگر کسی سفارش ندهد چه؟» یا «اگر نتوانم به موقع تحویل دهم و آبرویم برود چه؟». این ترس از شکست، رویای او را قبل از شروع، نابود میکند.
۳. منفینگری و بدبینی مفرط: وقتی «نمیشود» پاسخ پیشفرض شماست
افراد با عزتنفس پایین، سطح بالاتری از بدبینی و منفینگری را تجربه میکنند و افکار منفی زیادی به ذهنشان خطور میکند. باور پیشفرض آنها این است که «نه نمیشود» یا «نه نمیتوانم». این بدبینی که از نشانه های عزت نفس پایین سرچشمه میگیرد، نسبت به کارهایی که برایشان ارزشمند است، پیشفرض منفی ایجاد میکند.
مثال: دوستان یک شخص به او پیشنهاد میدهند که برای تعطیلات آخر هفته به یک سفر طبیعتگردی بروند. اولین واکنش او، لیست کردن مشکلات احتمالی است: «هوا حتماً خراب میشود»، «مسیرش خطرناک است»، «خیلی خسته میشویم و نمیارزد». او به جای تصور لذت سفر، روی سختیهای احتمالی تمرکز میکند.
۴. ارتباطات ضعیف: تحمل شرایط نامطلوب در روابط
این افراد ارتباطات ضعیفی دارند و ممکن است اصلاً برای شروع ارتباطات پا پیش نگذارند. آنها حاضرند رفتارهای نامناسب را در یک رابطه تحمل کنند تا جسارت لازم برای ایجاد و پیگیری یک رابطه جدید را تجربه نکنند. حتی ممکن است شریک عاطفی یا جنسی خود را با استانداردهای پایینتری انتخاب کنند.
مثال: فردی در یک رابطه عاطفی است که شریکش به نیازها و خواستههای او بیتوجهی میکند یا مدام او را کنترل میکند. با اینکه از این وضعیت رنج میبرد، اما ترس از تنهایی و دشواریهای شروع یک رابطه جدید، باعث میشود در همان رابطه ناسالم باقی بماند و شرایط را تحمل کند.
۵. آسیبپذیری بالا در برابر چالشهای روانی
فردی که عزتنفس پایینی دارد، مستعدتر است که به افسردگی، خشم، رنج، وابستگی و خودآزاری دچار شود. او در برابر این چالشها آسیبپذیرتر و منفعلتر عمل میکند و راحتتر درگیر این موضوعات میشود. به عبارتی، زمین وجودی او برای «کاشتن بذر» این مشکلات حاصلخیزتر است و این خود یکی از نشانه های عزت نفس پایین است.
مثال: دو کارمند را تصور کنید که هر دو یک بازخورد منفی مشابه از مدیرشان دریافت میکنند. کارمندی که عزتنفس بالایی دارد، ناراحت میشود اما با خود فکر میکند که چطور میتواند این نقطه ضعف را برطرف کند. اما کارمندی که عزتنفس پایینی دارد، ممکن است تا چند روز درگیر نشخوار فکری شود، خودش را بیارزش بداند و این اتفاق کوچک را به کل تواناییهایش تعمیم دهد.
۶. ریسکگریزی: فرار همیشگی از چالشها
این افراد در کار، زندگی و روابط خود بسیار ریسکگریز هستند. آنها از انجام ریسکهای سنجیده، معقول و لازم برای رشد و خودشکوفایی اجتناب میکنند. این تمایل شدید به فرار از مواجهه با سختیها و ناشناختهها، یکی دیگر از علائم پنهان عزت نفس پایین است.
مثال: شخصی مقداری پول پسانداز کرده است. دوستانش به او پیشنهاد میکنند بخشی از آن را در بازارهای مالی معتبر و با ریسک معقول سرمایهگذاری کند. اما او از ترس اینکه مبادا همان مقدار کم سرمایهاش را از دست بدهد، پولش را در بانک نگه میدارد و فرصت هرگونه رشد مالی را از خود میگیرد.
۷. دیدگاه غیرواقعبینانه نسبت به خود
آنها دیدگاه واقعبینانهای نسبت به توانمندیها، نقاط قوت و ضعف خود ندارند. ممکن است نقاط مثبت خود را نبینند یا حتی اگر ببینند، تا توسط دیگران تأیید نشود آن را باور نمیکنند. حتی در صورت تأیید نیز، اثر آن کوتاهمدت است و پس از چند روز به حالت قبلی بازمیگردند. در مقابل، نقاط منفی خود را به خوبی میبینند و با تمرکز بر آنها خود را اذیت میکنند.
مثال: یک دانشجو در یک امتحان سخت نمره عالی میگیرد. وقتی دیگران به او تبریک میگویند، در جواب میگوید: «شانسی بود» یا «سؤالها آسان بود». او نمیتواند موفقیت را به تلاش و توانایی خودش نسبت دهد و آن را درونی کند. در عوض، اگر نمره پایینی بگیرد، فوراً نتیجه میگیرد که «من خنگ هستم».
۸. محافظهکاری بیش از حد
این افراد رفتارهای محافظهکارانه زیادی از خود نشان میدهند که اغلب غیرضروری و غیرواقعبینانه است. حتی زمانی که خطر واقعی وجود ندارد و همه چیز نرمال است، فرد موضوع را دور از واقعیت برآورد کرده و راهبردهای محافظهکارانه اتخاذ میکند. این محافظهکاری، که جزو نشانه های عزت نفس پایین طبقهبندی میشود، باعث میشود به جای تلاش برای گسترش، بیشتر درگیر حفظ وضعیت موجود باشند.
مثال: در یک جلسه کاری، فردی یک ایده عالی برای بهبود یک فرآیند دارد اما سکوت میکند. او در ذهنش تمام فکرهای منفی را مرور میکند: «اگر ایدهام مسخره باشد چه؟»، «اگر رئیس خوشش نیاید چه؟»، «شاید بقیه فکر کنند میخواهم خودم را نشان دهم». این محافظهکاری مانع از دیده شدن تواناییهای او میشود.
۹. پیگیری نکردن جدی اهداف
با وجود اینکه ممکن است اهدافی را برای خود تعیین کنند یا علناً اعلام کنند در مسیری هستند، اما به دلیل محافظهکاری و ریسکگریزی، جسارت لازم را به خرج نمیدهند و در نهایت دستاورد چشمگیری کسب نمیکنند. آنها ممکن است با هدف «بازی کنند» و تصمیمهای بسیار کوچک و معمولی بگیرند به جای اینکه گامهای جدی بردارند.
مثال: فردی سالهاست که میگوید: «از شنبه ورزش را شروع میکنم» یا «باید زبان آلمانی یاد بگیرم». او ممکن است یک اپلیکیشن هم روی گوشی خود نصب کند یا یک بار در باشگاه ثبتنام کند، اما هرگز به یک برنامه منظم و جدی پایبند نمیماند. داشتن هدف به او حس خوبی میدهد، اما برداشتن گامهای واقعی برای رسیدن به آن برایش ترسناک است.
کلام آخر: چگونه با این نشانهها مقابله کنیم؟
شناخت این علائم، به خصوص آنهایی که کمتر آشکار هستند، گام اول در مسیر بهبود عزتنفس است. اگر این نشانه های عزت نفس پایین را در خود یا اطرافیانتان مشاهده میکنید، میتواند نقطه شروعی برای یک مسیر خودشناسی و کار بر روی افزایش عزتنفس باشد.
امتیاز شما به این مطلب، راهنمای ما برای نوشتن مقالههای بعدی است.
امتیاز خودتان را ثبت کنید.
میانگین امتیاز: 0 / 5. تعداد آرا: 0
امتیازی ثبت نشده است.



