فهرست مطالب
Toggleتا به حال برایتان پیش آمده که در یک جمع دوستانه، قبل از بیان نظر واقعیتان، تمام سناریوهای ممکن را در ذهن خود مرور کنید؟ «اگر این را بگویم چه فکری میکنند؟ نکند حرفم به نظرشان احمقانه بیاید؟» یا شاید بعد از یک ارائه کاری موفق، به جای لذت بردن از تحسین همکاران، تمام فکرتان درگیر آن یک نفری باشد که به نظر میرسید تحت تأثیر قرار نگرفته است. اگر این موقعیتها برایتان آشناست، شما احتمالاً با یکی از پنهانترین و فرسایشیترین انواع کمالگرایی دستوپنجه نرم میکنید: کمالگرایی جامعهمحور.
این مقاله یک گفتگوی برای شناختن این تله روانی است. میخواهیم با هم بفهمیم چرا همیشه حس میکنیم زیر ذرهبین دیگران هستیم و چطور میتوانیم خودمان را از فشار دائمی برای «بینقص بودن» در چشم آنها و ترس از قضاوت دیگران رها کنیم. این یک سفر برای بازپسگیری قدرت تعریف ارزشمندیمان از دیگران و سپردن آن به دست خودمان است.
کمالگرایی جامعهمحور چیست؟
وقتی از کمالگرایی حرف میزنیم، اغلب تصویر فردی به ذهنمان میآید که استانداردهای بسیار بالایی برای خودش تعیین میکند. اما روانشناسان برجستهای چون «پاول هویت» و «گوردون فلت»، با ارائه «مدل چندبُعدی کمالگرایی»، به ما نشان دادند که داستان پیچیدهتر از این است. آنها کمالگرایی را به سه بُعد اصلی تقسیم کردند که یکی از مهمترین آنها «کمالگرایی جامعهمحور» (Socially Prescribed Perfectionism) است.
فردی که این نوع کمالگرایی را تجربه میکند، یک باور عمیق و اغلب ناهشیار دارد: «دیگران (خانواده، دوستان، جامعه) از من انتظار دارند بینقص باشم و من فقط در صورتی پذیرفته و دوست داشته میشوم که این انتظارات را برآورده کنم». نکته کلیدی اینجاست که شاید واقعاً هیچکس چنین انتظاری از او نداشته باشد؛ این یک باور و ادراک درونی است. این فرد زندگی خود را بر اساس یک فیلمنامه نانوشته پیش میبرد که به نظرش توسط دیگران نوشته شده و او فقط نقش یک بازیگر همیشه نگران را دارد که مبادا دیالوگش را فراموش کند و از صحنه اخراج شود.
آیا شما در تله کمالگرایی جامعهمحور گرفتار شدهاید؟
زندگی با فشار انتظارات دیگران، خودش را در رفتارهای روزمره نشان میدهد. این علائم، نشانههای کلاسیک کمالگرایی جامعهمحور هستند. ببینید کدامیک از این سناریوها برایتان آشناتر است:
- اضطراب اجتماعی شدید: حضور در موقعیتهای اجتماعی برای شما بسیار پراسترس است، چون دائماً نگران قضاوت شدن هستید. این همان چیزی است که تحقیقات، ارتباط قوی آن را با کمالگرایی جامعهمحور نشان دادهاند.
- ترس فلجکننده از اشتباه در مقابل دیگران: اشتباه کردن در تنهایی شاید برایتان قابل تحمل باشد، اما یک لغزش کوچک در مقابل دیگران، فاجعه به نظر میرسد.
- ناتوانی در «نه» گفتن: شما اغلب با درخواستهایی موافقت میکنید که علاقهای به آنها ندارید، فقط برای اینکه دیگران را ناامید نکنید. این رفتار ریشه در نیاز شدید به تأیید دارد که روانشناسی چون «کارن هورنای» آن را یکی از نیازهای روانرنجورانه میدانست.
- احساس درماندگی و خشم پنهان: این باور که «هر چقدر هم تلاش کنم، باز هم از نظر آنها کافی نیستم» یک احساس درماندگی و ناامیدی مزمن ایجاد میکند. این همان چرخهای است که در آن، موفقیت فقط انتظارات را بالاتر میبرد و هیچوقت به آرامش نمیرسد.
ریشههای این باور کجاست؟
این باور که «ارزش من در گرو تأیید دیگران است»، یکشبه در ذهن ما شکل نگرفته است. ریشههای آن اغلب به تجربیات کودکی و نظریه دلبستگی بازمیگردد. کودکی را تصور کنید که عشق و توجه والدینش را فقط زمانی دریافت میکند که نمرات عالی میگیرد، در مسابقات ورزشی برنده میشود یا «بچه خوبی» است. این کودک بهتدریج یاد میگیرد که عشق و پذیرش، یک امر مشروط است.
او این قانون نانوشته را درونی میکند: «من بهخودیخود دوستداشتنی نیستم؛ عملکرد بینقص من است که دوستداشتنی است». این کودک با این الگوی ذهنی بزرگ میشود و در بزرگسالی، این نیاز به کسب تأیید را به تمام روابط مهم زندگیاش (رئیس، دوستان، شریک عاطفی) تعمیم میدهد. او همیشه در حال تلاش برای کسب «مجوز ارزشمندی» از دنیای بیرون است، غافل از اینکه این مجوز باید از درون صادر شود.
فرار از نقش «دانشجوی بینقص»
یادم میآید در دوران دانشجویی، استادی داشتم که به سختگیری و کمالگرایی شهرت داشت. هر تحقیقی که به او تحویل میدادیم، با کوهی از ایرادات ریز و درشت بازمیگشت. من بهطور ناخودآگاه تمام انرژی ذهنیام را صرف این میکردم که مقالهای بنویسم که او نتواند هیچ ایرادی از آن بگیرد. هفتهها در اضطراب زندگی میکردم، از تفریحاتم میزدم و تمام تمرکزم روی راضی کردن او بود. تا اینکه یک روز، بعد از تحویل یکی از سختترین پروژهها، به خودم آمدم. دیدم اصلا از مسیر یادگیری لذت نبردهام. تمام هدفم تبدیل به کسب تأیید یک نفر شده بود. آن لحظه یک نقطه عطف بود. فهمیدم که من کنترل ارزشمندی تحصیلیام را به دست فرد دیگری دادهام و این بزرگترین خیانت به خودم بود. آنجا بود که تصمیم گرفتم به جای «دانشجوی بینقص از نظر استاد»، «دانشجوی کنجکاو و یادگیرنده از نظر خودم» باشم.
راهنمای عملی برای رهایی
رها شدن از این زندان ذهنی، یک مسیر تدریجی است که به شجاعت و تمرین نیاز دارد. این چند گام میتواند نقطه شروع شما برای این سفر باشد. به یاد داشته باشید که شما قربانی نیستید و قدرت تغییر این الگوها در دستان شماست.
- کارآگاه باورهای خود شوید: اولین قدم، آگاهی است. هر زمان که دچار اضطراب اجتماعی یا ترس از قضاوت شدید، مکث کنید و از خودتان بپرسید: «در این لحظه، باور دارم چه کسی با چه انتظاری در حال تماشای من است؟» این باورها را روی کاغذ بنویسید. صرفاً مشاهده کردن این قوانین نانوشته، از قدرت آنها کم میکند.
- انتظارات را به چالش بکشید: بعد از شناسایی هر انتظار، از خودتان بپرسید: «آیا واقعاً مدرک محکمی دارم که فلانی چنین انتظاری از من دارد؟ یا این فقط برداشت من است؟» اغلب اوقات متوجه میشوید که دیگران آنقدر که شما فکر میکنید، درگیر شما نیستند. آنها هم درگیر دغدغههای خودشان هستند.
- از «تأییدطلبی» به «ارزشمحوری» کوچ کنید: به جای اینکه معیار رفتارتان، خوشایند دیگران باشد، معیارتان را ارزشهای شخصی خودتان قرار دهید. از خودتان بپرسید: «چه چیزهایی برای من واقعاً مهم است؟ صداقت؟ یادگیری؟ مهربانی؟» وقتی بر اساس قطبنمای درونی خودتان حرکت میکنید، ارزشمندی شما از درونتان تأمین میشود، نه از تشویقهای لحظهای دیگران.
- با خودتان مهربان باشید (تمرین خودشفقت): وقتی حس میکنید دیگران را ناامید کردهاید، به جای سرزنش خود، با خودتان مهربان باشید. به خودتان یادآوری کنید که شما یک انسان هستید با تمام نقاط قوت و ضعفهایتان. قرار نیست همیشه همه را راضی نگه دارید. این غیرممکن است. خودشفقت، پادزهر بیرحمیِ کمالگرایی جامعهمحور است.
- حلقه امن خود را بسازید: تلاش کنید با افرادی ارتباط برقرار کنید که شما را همانطور که هستید، پذیرفتهاند. کسانی که موفقیتها و شکستهایتان، تأثیری بر اصل رابطه شما با آنها نمیگذارد. این روابط امن به شما کمک میکنند تا باور کنید که «دوستداشتنی بودن» شما به عملکردتان وابسته نیست.
شما برای ارزشمند بودن به مجوز نیاز ندارید
زندگی بر اساس انتظارات دیگران، مانند رانندگی با ماشینی است که فرمان آن دست شخص دیگری است. شما فقط اضطراب مسیر را تحمل میکنید، بدون اینکه بر مقصد کنترلی داشته باشید. رهایی از کمالگرایی جامعهمحور به معنای بیاهمیت بودن به نظرات دیگران نیست؛ بلکه به معنای این است که اجازه ندهید ترس از قضاوت آنها، تصمیمگیرنده اصلی زندگی شما باشد.
امروز تصمیم بگیرید که این قدرت را به خودتان بازگردانید. شما برای ارزشمند بودن، نیاز به تأیید هیچکس ندارید. ارزش شما ذاتی و مطلق است، حتی اگر سالها طول بکشد تا این حقیقت را با تمام وجود باور کنید.
امتیاز شما به این مطلب، راهنمای ما برای نوشتن مقالههای بعدی است.
امتیاز خودتان را ثبت کنید.
میانگین امتیاز: 0 / 5. تعداد آرا: 0
امتیازی ثبت نشده است.



