فهرست مطالب
Toggleاحتمالاً این صحنه برایتان آشناست: فرزندتان ساعتها روی یک مسئله ریاضی وقت گذاشته، اما به خاطر یک اشتباه کوچک، کل دفتر را پاره میکند. یا شاید نقاشی زیبایی کشیده، اما چون یک خط را کج کشیده، آن را با عصبانیت مچاله میکند. دیدن این حجم از اضطراب و خودسرزنشی در یک فرزند کمالگرا که دوستش داریم، برای هر پدر و مادری دردناک است. اولین واکنش ما ممکن است این باشد که بگوییم: «عزیزم، این که چیز مهمی نیست!»، اما میدانیم که برای او، در آن لحظه، این مهمترین چیز دنیاست.
اگر این رفتارها را در فرزندتان میبینید، بدانید که تنها نیستید. کمالگرایی در کودکان اغلب از یک نیت خوب سرچشمه میگیرد: آنها میخواهند شما را راضی کنند و بهترین باشند. وظیفه ما به عنوان والدین، سرکوب این تمایل به رشد نیست، بلکه هدایت آن به یک مسیر سالم و سازنده است. در این مقاله، ۱۰ راهکار عملی و مشخص را بررسی میکنیم که به شما کمک میکند اضطراب را از دنیای فرزندتان دور کنید و به او بیاموزید که ارزش وجودیاش، بسیار فراتر از عملکرد بینقص است.
۱. زبان خود را تغییر دهید: از تشویق «نتیجه» به تشویق «فرآیند» بروید
این مهمترین و قدرتمندترین تغییر است. همانطور که در مقالهی قبلی اشاره کردیم، تحقیقات کارول دوک (Carol Dweck) نشان میدهد که تشویق هوش و نتیجه («تو نابغهای!») «طرز فکر ثابت» را تقویت میکند. به جای آن، روی تلاش، استراتژی و پشتکار تمرکز کنید.
به جای اینکه بگویید: «آفرین که بیست گرفتی!»
بگویید: «من دیدم که چقدر برای این امتحان زحمت کشیدی و از تکنیکهای مختلفی برای یادگیری استفاده کردی. به این پشتکارت افتخار میکنم.»
این کار به کودک میآموزد که ارزش واقعی در مسیر و تلاشی است که انجام میدهد، نه فقط در نمره نهایی.
۲. داستان شکستهای خودتان را تعریف کنید
شما مهمترین الگوی فرزندتان هستید. اگر شما همیشه تصویری بینقص از خودتان ارائه دهید، او یاد میگیرد که اشتباه کردن یک فاجعه است. با شجاعت و حتی کمی طنز، از اشتباهات روزمره خودتان صحبت کنید. «امروز توی جلسه کاری یک سوتی بزرگ دادم، اولش خیلی خجالت کشیدم، اما بعد با یک شوخی اوضاع را درست کردم.» یا «یادته آن شب غذا را سوزاندم؟» این کار به فرزند کمالگرای شما این پیام را میدهد که اشتباه کردن بخشی طبیعی از انسان بودن است و پایان دنیا نیست.
۳. برای «تلاشهای شجاعانه» جشن بگیرید، نه فقط برای موفقیتها
فرهنگی در خانواده ایجاد کنید که در آن، «امتحان کردن» کارهای سخت، حتی اگر به شکست منجر شود، تشویق میشود. آیا فرزندتان برای عضویت در تیم بسکتبال مدرسه تلاش کرد اما قبول نشد؟ این یک فرصت عالی برای جشن گرفتن شجاعت اوست. «من خیلی بهت افتخار میکنم که با وجود استرس، رفتی و بهترین تلاشت رو کردی. این شجاعت خیلی ارزشمنده.» با این کار، ترس از شکست را در وجود او کمرنگ میکنید.
۴. احساسات ناشی از ناامیدی را بپذیرید، نه اینکه آنها را رد کنید
وقتی فرزند کمالگرای شما از نتیجه کارش ناامید است، گفتن جمله «این که مهم نیست» به او کمکی نمیکند و باعث میشود احساس کند درک نمیشود. به جای آن، احساساتش را به رسمیت بشناسید. «میبینم که خیلی از دست خودت عصبانی هستی که آن گل را نزدی. حتماً خیلی احساس ناامیدی میکنی.» ابتدا با او همدلی کنید. پس از آرام شدن، میتوانید با هم در مورد اینکه از این تجربه چه چیزی میتوان یاد گرفت، صحبت کنید.
۵. مفهوم «به اندازه کافی خوب» را معرفی کنید
کودکان کمالگرا اغلب در دنیای «صفر و صد» زندگی میکنند: یا یک کار «بینقص» است یا «افتضاح». شما میتوانید مفهوم «به اندازه کافی خوب» را به دنیای او وارد کنید. برای مثال، در انجام تکالیف مدرسه به او کمک کنید تا بفهمد هدف، ارائه یک کار تمیز و قابل قبول است، نه یک شاهکار هنری که ساعتها زمان ببرد. این به او کمک میکند تا انرژی خود را مدیریت کند و از فرسودگی جلوگیری کند.
۶. ارزش را از عملکرد جدا کنید
فرزند شما باید عمیقاً باور کند که عشق شما به او هیچ شرطی ندارد. این پیام را در عمل به او نشان دهید. در لحظاتی که هیچ ربطی به موفقیت یا شکست ندارند، او را در آغوش بگیرید و بگویید دوستش دارید. بعد از یک باخت در بازی، به او بگویید: «چه ببری چه ببازی، تو پسر/دختر فوقالعاده منی و من عاشقتم.» بگذارید بداند که وجودش برای شما ارزشمند است، نه کارهایی که انجام میدهد.
۷. روی نقاط قوت تمرکز کنید، نه فقط روی ضعفها
یک فرزند کمالگرا تمایل دارد با ذرهبین روی اشتباهات و ضعفهای خود تمرکز کند. شما به عنوان والدین، آگاهانه نقاط قوت شخصیتی او را برجسته کنید. از مهربانیاش، از حس شوخطبعیاش، از خلاقیتش یا از اینکه دوست خوبی برای دیگران است، تعریف کنید. این کار به او کمک میکند تا تصویری متعادلتر و کاملتر از خودش پیدا کند.
۸. به آنها کمک کنید استانداردهای واقعبینانه تعیین کنند
اغلب، استانداردهای یک کودک کمالگرا به شکل غیرواقعبینانهای بالاست. اگر فرزندتان تصمیم گرفته یک کتاب ۱۰۰ صفحهای را در یک روز بخواند، به جای تشویق این هدف غیرممکن، به او در شکستن آن به اهداف کوچکتر و قابل مدیریت کمک کنید. «نظرت چیه امروز فصل اول رو با هم بخونیم؟ این یک هدف عالی برای امروزه.» این کار، مهارت برنامهریزی و تعیین اهداف واقعبینانه را به او میآموزد.
۹. بازی و فعالیتهای بدون ساختار را تشویق کنید
کمالگرایی در فعالیتهایی رشد میکند که معیار مشخصی برای سنجش موفقیت دارند (مثل امتحانات یا مسابقات ورزشی). فرزندتان را به سمت فعالیتهایی هدایت کنید که هیچ «درست» یا «غلطی» ندارند. نقاشی کشیدن برای سرگرمی، خمیربازی، رقصیدن با موسیقی یا ساختن داستانهای خیالی، فضاهایی امن هستند که در آنها فشار برای «بینقص بودن» وجود ندارد و خلاقیت میتواند شکوفا شود.
۱۰. در صورت نیاز از متخصص کمک بگیرید
و در نهایت، اگر احساس میکنید کمالگرایی فرزندتان به اضطراب شدید، رفتارهای وسواسگونه، انزوای اجتماعی یا مشکلات تحصیلی جدی منجر شده است، کمک گرفتن از یک روانشناس کودک نشانه قدرت و عشق شما به فرزندتان است. گاهی یک متخصص میتواند ابزارها و راهکارهایی را به شما و فرزندتان ارائه دهد که تفاوت بزرگی در کیفیت زندگی او ایجاد میکند.
حرف آخر
سفر شما برای کمک به فرزندتان، یک دوی سرعت نیست، یک ماراتن است. صبور باشید و به خودتان سخت نگیرید. فرزند شما به یک والد بینقص نیاز ندارد؛ او به پدری و مادری نیاز دارد که حضور دارند، او را بدون قید و شرط دوست دارند و با رفتارشان به او نشان میدهند که انسان بودن و کامل نبودن، زیباست.
امتیاز شما به این مطلب، راهنمای ما برای نوشتن مقالههای بعدی است.
امتیاز خودتان را ثبت کنید.
میانگین امتیاز: 0 / 5. تعداد آرا: 0
امتیازی ثبت نشده است.



