فهرست مطالب
Toggleآیا تا به حال احساس کردهاید که در یک چرخه تکراری از روابط یا تصمیمات اشتباه گیر افتادهاید؟ انگار یک سناریوی مشخص بارها و بارها در زندگی شما تکرار میشود و شما نمیدانید چرا. شاید همیشه وارد رابطههایی میشوید که در آنها نادیده گرفته میشوید یا در محیط کار، با وجود تلاش زیاد، احساس شکست میکنید. این الگوهای تکراری و مخرب، همان چیزی هستند که دکتر جفری یانگ، روانشناس برجسته، آنها را «تلههای زندگی» یا «طرحواره» مینامد. این تلهها، الگوهای عمیقی هستند که در کودکی شکل گرفتهاند و امروز افکار، احساسات و رفتارهای شما را مدیریت میکنند. شناختن این تله های زندگی، اولین و مهمترین گام برای رهایی از آنها و بازآفرینی زندگی است.
تلههای زندگی دقیقاً چه هستند؟
تله های زندگی، باورهای بنیادین و ریشهداری درباره خودتان و جهان اطراف شما هستند. این باورها در دوران کودکی و از طریق تجربیات شما با خانواده و همسالان شکل میگیرند و آنقدر در وجودتان نهادینه میشوند که آنها را یک حقیقت محض میپندارید. مشکل اینجاست که این تلهها اغلب منفی و خودتخریبگر هستند و بر همه جنبههای زندگی شما، از انتخاب شریک عاطفی گرفته تا مسیر شغلی و سلامت روان، سایه میاندازند. در ادامه، با ۱۱ تله اصلی زندگی و نشانههایشان آشنا میشویم تا ببینیم کدامیک از آنها به طور پنهانی زندگی شما را هدایت میکند.
دسته اول: تلههای مربوط به امنیت و پذیرش
این دسته از تله های زندگی، نیاز اساسی ما به امنیت، ثبات و پذیرفته شدن در دنیا را هدف قرار میدهند.
۱. تله رهاشدگی
این تله، ترس دائمی از دست دادن افراد مهم زندگیتان است. شما عمیقاً باور دارید که نزدیکترین افراد، شما را ترک میکنند، میمیرند یا به هر شکلی شما را تنها میگذارند. این ترس باعث میشود یا به شکل افراطی به دیگران بچسبید و آنها را از خودتان خسته کنید، یا از همان ابتدا از ایجاد روابط صمیمی بپرهیزید تا طعم تلخ از دست دادن را نچشید. شما همیشه در حالت آمادهباش برای طرد شدن به سر میبرید و هر تأخیر یا بیخبری کوچکی را نشانهای از ترک شدن تفسیر میکنید.
مثال: فرض کنید همسر سارا برای یک مأموریت کاری کوتاه به شهر دیگری رفته است. سارا به جای اینکه این موضوع را عادی تلقی کند، دچار اضطراب شدیدی میشود. او هر ساعت با همسرش تماس میگیرد و اگر یکبار تماسش بیپاسخ بماند، ذهنش پر از سناریوهای فاجعهبار میشود: «نکند تصادف کرده باشد؟»، «نکند دیگر دوستم ندارد و نمیخواهد جوابم را بدهد؟». این ترس فلجکننده، ریشه در تله رهاشدگی او دارد.
۲. تله بیاعتمادی و سوءاستفاده
اگر این تله در شما فعال باشد، همیشه منتظر هستید که دیگران به شما آسیب بزنند، تحقیرتان کنند، فریبتان دهند یا از شما سوءاستفاده کنند. شما به نیت واقعی آدمها شک دارید و برای محافظت از خودتان، یک دیوار دفاعی ضخیم دور خود میکشید. نشان دادن خودِ واقعیتان برای شما ترسناک است، چون فکر میکنید دیگران از نقاط ضعف شما علیه خودتان استفاده خواهند کرد. این تله باعث میشود همیشه بدترین برداشت را از رفتار دیگران داشته باشید و نتوانید به کسی کاملاً اعتماد کنید.
مثال: همکار رضا در شرکت از کار او تعریف میکند و میگوید: «چقدر پروژه رو خوب مدیریت کردی، آفرین!». رضا به جای اینکه از این تعریف لذت ببرد، فوراً به فکر فرو میرود که: «حتماً چیزی از من میخواهد»، «لابد نقشهای دارد که میخواهد کار خودش را روی دوش من بیندازد». این بدبینی دائمی، محصول تله بیاعتمادی است.
۳. تله محرومیت هیجانی
این تله، احساس عمیق تنهایی و درک نشدن است. شما باور دارید که نیاز شما به عشق، محبت، همدلی و توجه، هرگز به شکل واقعی و کافی توسط دیگران برآورده نمیشود. حتی اگر در یک رابطه باشید، ممکن است احساس کنید کسی واقعاً شما را نمیفهمد و از نظر عاطفی تنها هستید. افراد گرفتار در این تله، اغلب شریکهای عاطفی سرد و بیتوجهی را انتخاب میکنند که این باور درونی آنها را تأیید کند. آنها حس میکنند از نظر عاطفی، دیده و شنیده نمیشوند.
مثال: امین در ظاهر زندگی خوبی دارد. همسر و فرزندانش دوستش دارند، اما او همیشه در درون خود یک خلأ عمیق احساس میکند. وقتی با همسرش صحبت میکند، حس میکند حرفهایش سطحی شنیده میشود و کسی به عمق احساسات او پی نمیبرد. او اغلب میگوید: «تو کنارم هستی، ولی من هنوز تنهام». این احساس درک نشدن، نشانه بارز تله محرومیت هیجانی است.
۴. تله طرد اجتماعی
این تله با احساس عمیق «متفاوت بودن» و «وصله ناجور بودن» همراه است. شما احساس میکنید با دیگران فرق دارید و به هیچ گروهی تعلق ندارید. ممکن است خودتان را از نظر اجتماعی فردی نچسب، حوصلهسربر یا عجیب بدانید و به همین دلیل از موقعیتهای اجتماعی دوری کنید. در جمعها، حتی در میان دوستان، احساس انزوا میکنید و فکر میکنید که دیگران شما را به بازی خود راه نمیدهند. این احساس جدایی از دیگران، ریشه در تجربیات طرد شدن در دوران کودکی یا نوجوانی دارد.
مثال: مریم به یک مهمانی دوستانه دعوت میشود. او در تمام طول مهمانی در یک گوشه مینشیند و با گوشی خود سرگرم است. او میبیند که دیگران با هم میخندند و صحبت میکنند و با خودش فکر میکند: «من چقدر حوصلهسربرم»، «هیچکس دوست نداره با من حرف بزنه». این باور که او از جمع جداست و کسی او را نمیپذیرد، دقیقاً همان تله طرد اجتماعی است.
دسته دوم: تلههای مربوط به استقلال و عملکرد
این تلهها توانایی شما برای داشتن یک زندگی مستقل و موفق را به چالش میکشند.
۵. تله وابستگی و بیکفایتی
اگر در این تله گرفتار باشید، باور دارید که بهتنهایی از پس مدیریت زندگی روزمره خود برنمیآیید. شما برای تصمیمگیریهای کوچک و بزرگ، انجام کارهای اداری یا حتی مدیریت امور شخصی خود به کمک دیگران نیاز دارید. این احساس درماندگی باعث میشود به یک فرد قدرتمند (مانند والدین یا همسر) تکیه کنید و بدون حضور او احساس ناتوانی و اضطراب کنید. ریشه این تله اغلب در والدینی است که بیش از حد حمایتگر بوده و به کودک اجازه ندادهاند استقلال را تجربه کند.
مثال: علی ۳۰ ساله است اما برای خرید یک لپتاپ جدید، حتماً باید نظر پدرش را بپرسد. او حتی برای گرفتن یک تصمیم شغلی ساده، بدون تأیید نهایی خانوادهاش احساس اضطراب میکند و معتقد است که خودش بهتنهایی نمیتواند انتخاب درستی داشته باشد. این نیاز دائمی به تأیید و راهنمایی، نشانه تله وابستگی است.
۶. تله آسیبپذیری در برابر خطر
این تله، ترس اغراقشده و دائمی از وقوع یک فاجعه است. شما همیشه منتظر یک اتفاق بد هستید، چه یک بیماری سخت، چه یک بحران مالی، یک حادثه طبیعی یا قربانی جرم شدن. این ترس باعث میشود دنیا را مکانی ناامن ببینید و همیشه در حالت نگرانی و کنترل افراطی به سر ببرید. ممکن است به خاطر ترس از بیماری، مدام به پزشک مراجعه کنید یا به دلیل ترس از تصادف، از رانندگی در جادههای شلوغ پرهیز کنید. این تله زندگی شما را با اضطراب دائمی پر میکند.
مثال: لیلا بعد از شنیدن اخبار یک بیماری جدید، دچار وسواس فکری میشود. او دائماً در اینترنت علائم بیماری را جستجو میکند و هر سردرد سادهای را نشانهای از یک تومور مغزی میداند. او از رفتن به مکانهای عمومی میترسد و زندگیاش تحتالشعاع این ترس از بیمار شدن قرار گرفته است.
دسته سوم: تلههای مربوط به عزت نفس
این تله های زندگی مستقیماً ارزش و احترامی که برای خودتان قائل هستید را هدف میگیرند.
۷. تله نقص و شرم
این یکی از دردناکترین تله های زندگی است. شما عمیقاً باور دارید که ذاتاً فردی ناقص، معیوب، بد و دوستنداشتنی هستید. شما از اینکه دیگران «خود واقعی» شما را بشناسند وحشت دارید، چون معتقدید اگر کسی شما را کاملاً بشناسد، حتماً طردتان خواهد کرد. این احساس شرم درونی باعث میشود از صمیمیت فرار کنید، انتقادها را بسیار شخصی برداشت کنید و خودتان را لایق عشق و احترام ندانید. شما همیشه در حال مخفی کردن عیبهای درونی خود هستید.
مثال: نیما با دختری موفق و محبوب وارد رابطه شده است. با اینکه دختر به او علاقه نشان میدهد، نیما همیشه در درون خود احساس میکند «به اندازه کافی خوب نیست» و باورش نمیشود که کسی مثل او بتواند دوستش داشته باشد. او منتظر روزی است که شریکش به «نقص» او پی ببرد و ترکش کند. این احساس بیارزشی، نشانه تله نقص و شرم است.
۸. تله شکست
شما باور دارید که در زمینههای مهم زندگی، مثل تحصیل، شغل یا ورزش، یک فرد شکستخورده هستید. خودتان را نسبت به همسالانتان احمق، بیعرضه میدانید و هر موفقیتی را شانسی تلقی میکنید. این تله باعث میشود از چالشهای جدید بترسید، چون پیشاپیش خودتان را شکستخورده میبینید. شما ممکن است از تلاش کردن دست بکشید تا با واقعیت شکست مواجه نشوید یا برعکس، آنقدر سخت کار کنید تا این احساس درونی بیکفایتی را پنهان کنید.
مثال: سمیرا دانشجوی باهوشی است، اما چون چند نفر از همکلاسیهایش نمرات بالاتری میگیرند، او به این نتیجه رسیده است که «استعداد درس خواندن ندارد» و «از بقیه کمتر است». به همین دلیل، از شرکت در بحثهای کلاسی یا ارائه کنفرانس خودداری میکند، زیرا میترسد همه به «بیسوادی» او پی ببرند.
دسته چهارم: تلههای مربوط به ابراز وجود و محدودیتها
این تلهها بر نحوه ابراز نیازها و همچنین توانایی شما در پذیرش محدودیتهای منطقی تأثیر میگذارند.
۹. تله اطاعت
در این تله، شما نیازها و خواستههای خود را فدای دیگران میکنید تا آنها را راضی نگه دارید. شما به دیگران اجازه میدهید شما را کنترل کنند تا از خشم، تنبیه یا طرد شدن توسط آنها جلوگیری کنید. ابراز خشم یا مخالفت برای شما بسیار دشوار است و احساس میکنید که نظرات و احساسات شما اهمیتی ندارند. در نتیجه، خشم خود را سرکوب میکنید که این خشم فروخورده بعدها به شکل علائم جسمی، افسردگی یا طغیانهای ناگهانی بروز میکند.
مثال: مدیر از بهاره میخواهد که آخر هفته هم برای انجام کاری به شرکت بیاید. بهاره برنامه مهمی با خانوادهاش دارد، اما چون از «نه گفتن» و ناراحت کردن مدیرش میترسد، برنامهاش را لغو میکند و با حالتی ناراضی اما ظاهری تسلیم، درخواست مدیر را قبول میکند. این الگوی فدا کردن خود برای راضی نگه داشتن دیگران، نشانه تله اطاعت است.
۱۰. تله معیارهای سرسختانه
شما دائماً در تلاش هستید تا به استانداردهای بسیار بالا و کمالگرایانهای برسید که برای خودتان یا دیگران تعیین کردهاید. همیشه احساس میکنید «باید» بهترین باشید و هیچچیز هیچوقت «به اندازه کافی خوب» نیست. این تلاش بیوقفه باعث میشود همیشه تحت فشار و استرس باشید و نتوانید از زندگی لذت ببرید. سلامتی، روابط و شادی خود را فدای رسیدن به این معیارهای غیرواقعبینانه میکنید و همیشه از خودتان و دیگران انتقاد میکنید.
مثال: پدر و مادر شهاب همیشه از او انتظار داشتهاند که «فقط دکتر یا مهندس» شود. حالا شهاب که یک مهندس موفق است، اگر در یک پروژه کوچک به نتیجه صددرصدی نرسد، خودش را بهشدت سرزنش میکند. او نمیتواند استراحت کند، چون همیشه صدایی در سرش میگوید: «باید بیشتر تلاش کنی، این کافی نیست».
۱۱. تله استحقاق و بزرگمنشی
شما باور دارید که فردی خاص هستید و قوانین عادی شامل حال شما نمیشود. احساس میکنید حق دارید هر چه را میخواهید، فوراً به دست آورید و به نیازها و حقوق دیگران توجهی نمیکنید. شما در رعایت انضباط شخصی و پذیرش محدودیتها مشکل دارید. وقتی به خواستههایتان نمیرسید، بهشدت عصبانی و بیحوصله میشوید. این تله باعث میشود در روابط خود فردی کنترلگر، پرتوقع و فاقد حس همدلی به نظر برسید.
مثال: پیمان در صف طولانی نانوایی منتظر نمیماند و با این توجیه که «کار فوری دارد»، خودش را جلوی دیگران جا میکند. او معتقد است وقت او از بقیه باارزشتر است. اگر کسی به او اعتراض کند، عصبانی میشود و فکر میکند دیگران قصد توهین به او را دارند. این رفتار، نمونهای از تله استحقاق است.
سخن پایانی
شناخت این تلهها ممکن است کمی ناراحتکننده باشد، اما خبر خوب این است که آگاهی، اولین و قدرتمندترین قدم برای تغییر است. وقتی بدانید کدام یک از تله های زندگی در حال تخریب آینده شماست، میتوانید کنترل آن را به دست بگیرید. به یاد داشته باشید که شما این تلهها نیستید؛ شما کسی هستید که میتوانید آنها را بشناسید، به چالش بکشید و در نهایت، از شرشان خلاص شوید.
امتیاز شما به این مطلب، راهنمای ما برای نوشتن مقالههای بعدی است.
امتیاز خودتان را ثبت کنید.
میانگین امتیاز: 0 / 5. تعداد آرا: 0
امتیازی ثبت نشده است.



