فهرست مطالب
Toggleصفحه اول و دوم: جدول اهداف و فیلترها
در صفحه اول یک جدول وجود دارد که در سمت راست آن، شما لیستی از اهداف خود را یادداشت میکنید. در سمت چپ این جدول، هفت فیلتر وجود دارد که باید برای هر هدف به آنها پاسخ دهید:
پیچیده یا مکانیکی
از خودتان بپرسید که آیا این هدف از جنس پیچیده است یا مکانیکی.
پیچیده: به اهدافی گفته میشود که برای شما تازه، جدید و چالشبرانگیز هستند و با آنها غریبهاید و جزو کارهای روتین و روزمره شما نیستند.
مثال: راهاندازی کسبوکار جدید در حالی که قبلاً کارمند بودهاید، یادگیری یک ساز جدید بدون هیچ تجربهای.
مکانیکی: به کارهایی گفته میشود که برای شما روتین و عادی هستند و با آنها آشنایی دارید.
مثال: اگر میتوانید ۱۰ تا ۲۰ شنا بروید، رساندن آن به ۴۰ یا ۵۰ شنا یک هدف مکانیکی محسوب میشود.
جلوی هر هدف مشخص کنید که آیا پیچیده است یا مکانیکی.
انگیزه بنیادی
از خودتان بپرسید که آیا این هدف شما را به انگیزههای بنیادیتان وصل میکند؟ آیا در لایههای زیرین این هدف، انگیزههایی مانند بقا، عشق، تعلق خاطر، آزادی و غیره وجود دارد؟
جلوی هر هدف مشخص کنید که آیا به انگیزههای بنیادی شما مرتبط است یا خیر.
خودمختاری
این فیلتر به نظریه خودتعیینگری (Self-Determination Theory) مرتبط است.
از خودتان بپرسید:
- آیا این هدف را خودتان انتخاب کردهاید یا برای شما انتخاب شده است؟
- آیا میدانید چرا این هدف را انتخاب کردهاید؟
- آیا این هدف برای شما ارزشمند و معنادار است؟
جلوی هر هدف مشخص کنید که آیا با خودمختاری شما همسو است یا خیر.
تسلط بر محیط
از خودتان بپرسید که آیا با رسیدن به این هدف، تسلط شما بر محیط بیشتر میشود؟ آیا به فرد شایستهتر و ماهرتری تبدیل میشوید؟ آیا مهارتهایتان ارتقا پیدا میکند؟ آیا میتوانید تأثیرگذاری خود را بر محیط اطراف افزایش دهید؟
مثال: مدیری که سیستمسازی یاد میگیرد، تأثیر بیشتری بر محیط کار خود خواهد داشت. پدری که مهارت حل تعارض را یاد میگیرد، میتواند اختلافات خانوادگی را بهتر مدیریت کند و تأثیر مثبتی بر خانوادهاش بگذارد.
جلوی هر هدف مشخص کنید که آیا منجر به تسلط بیشتر بر محیط میشود یا خیر.
چرایی
این فیلتر به طور ضمنی در فیلتر خودمختاری نیز مطرح شد. هدف باید برای شما معنا و ارزش داشته باشد و بدانید چرا آن را انتخاب کردهاید.
وصل بودن به دیگران
از خودتان بپرسید که آیا این هدف شما را به دیگران وصل میکند؟ تأثیر این هدف بر زندگی دیگران چیست؟
مثال: پدری که حل تعارض را یاد میگیرد، تأثیر خوبی بر آرامش خانواده میگذارد. فردی مانند تیم بالارد که کودکان را از قاچاقچیان نجات داد، هدفش کاملاً به دیگران وصل بود.
جلوی هر هدف مشخص کنید که آیا با دیگران ارتباط برقرار میکند و تأثیر مثبتی بر آنها دارد یا خیر.
صفحه سوم
اهداف مکانیکی
با توجه به تعریف اهداف مکانیکی (روتین، آشنا، قابل اندازهگیری)، لیست اهداف مکانیکی خود را به شکل شفاف و مشخص بنویسید.
اهداف مکانیکی خود را چالشبرانگیزتر کنید تا انگیزه بیشتری برای دستیابی به آنها داشته باشید.
برای هر هدف مکانیکی، خورده هدف (sub-goal) تعیین کنید. یعنی آن را به بخشهای کوچکتر و مجزا تقسیم کنید تا بتوانید آنها را پیگیری کرده و برایشان بازخورد تعیین کنید.
فیلتر اول – اهداف پیچیده
اهداف پیچیده خود را (جدید، چالشبرانگیز، نیازمند فکر و استراتژی) با جهتگیری یادگیری بنویسید.
جهتگیری یادگیری (Learning Orientation): بر اساس نظر کارل دوئک در کتاب «طرز فکر» به این معناست که مهم نیست بهترین شوید، بلکه مهم این است که مدام از خودتان بپرسید: چطور میتوانم بهتر شوم؟ چطور میتوانم این فرایند را ارتقا دهم؟ چطور میتوانم بهتر بازاریابی کنم؟ چطور میتوانم مدیر بهتری باشم؟
مثال: به جای نوشتن «این بار میخواهم بهترین سخنرانی را بکنم»، بنویسید «این بار میخواهم از دفعه قبل بهتر سخنرانی بکنم».
فیلتر دوم – سیستم اهداف
اهداف شما باید با یکدیگر مکمل باشند و نباید تعارض منابع (زمان، انرژی، پول) داشته باشند.
اگر به سمت یک هدف میروید، نباید منابع لازم برای هدف دیگر را از دست بدهید.
اهدافتان باید در یک جهت باشند.
مثال: اگر تولیدکننده محتوا هستید، هدف مکمل میتواند مطالعه کتابهای دسته اول باشد.
۱۰ برابر
یک هدف کشاننده (Stretch Goal) بنویسید، هدفی که بسیار بزرگتر از وضعیت فعلی شماست.
مشخص کنید که چه اقداماتی برای رسیدن به آن هدف باید انجام دهید.
هدف ۱۰ برابری با جهتگیری یادگیری تعیین کنید.
مثال: اگر در ماه ۵۰ فروش دارید، از خود بپرسید چطور میتوانید برای همیشه ۵۰۰ فروش داشته باشید.
فیلتر آخر – آن یک چیز
از بین تمام اهدافتان، هدفی که بیشترین ارزش و اهمیت را دارد و مهمترین است را مشخص کنید.
هدفی که بیشترین تأثیر را بر زندگی، شخصیت و آینده شما میگذارد را یادداشت کنید. این هدفی است که میخواهید به آن سرپرستی کنید.
تنظیم محیط
برای دریافت بازخورد در مورد اهدافتان، فقط از افرادی بازخورد بگیرید که حامی شما هستند، اهداف و ارزشهای شما را میشناسند و به آنها احترام میگذارند.
این افراد باید در موضوعی که میخواهید از آنها بازخورد بگیرید، تخصص و صاحبنظر باشند، در کار شما دخالت نکنند و شما هر زمان که بخواهید بتوانید از آنها کمک بگیرید.
صفحه چهارم: فعالسازی
برای اینکه اهدافتان غیرفعال نشوند، از دو روش استفاده کنید:
برای اهداف کوتاهمدت و روتین
کارهایی را که برای رسیدن به هدفتان لازم است انجام دهید، به یک نشانه محیطی قلاب کنید.
مثال: اگر میخواهید کتاب بنویسید، مطالعه کردن را به نوشیدن قهوه اول صبح وصل کنید. نوشتن ۱۰۰ کلمه در روز را به بلافاصله بعد از ناهار خوردن وصل کنید.
برای اهداف بلندمدت
از روش مقابله ذهنی (Mental Contrasting) استفاده کنید. این روش دو مرحله دارد:
مرحله اول: خودتان را در موقعیت دلخواهتان تصور کنید. حالوهوای خوب آن زمان را بنویسید. شرایطتان چگونه است؟ دیگران چطور به شما نگاه میکنند؟
مرحله دوم: از خودتان بپرسید چرا الان در این موقعیتی که تصور کردید نیستید؟ چه موانعی سر راهتان است و چطور میتوانید این موانع را برطرف کنید تا در آن موقعیت قرار بگیرید؟
نتیجهگیری
با پیروی از این دستورالعمل و استفاده از فیلترهای ارائهشده، میتوانید فرآیند هدفگذاری خود را بهبود بخشیده و با انگیزه و تمرکز بیشتری به سوی اهدافتان حرکت کنید. به یاد داشته باشید که بازبینی و اصلاح اهداف به صورت مداوم نیز اهمیت دارد.
برای دانلود فایل دستورالعمل هدف گذاری کلیک کنید.
امتیاز شما به این مطلب، راهنمای ما برای نوشتن مقالههای بعدی است.
امتیاز خودتان را ثبت کنید.
میانگین امتیاز: 5 / 5. تعداد آرا: 1
امتیازی ثبت نشده است.



